تبلیغات
مشاور جوان ـ بلاگ تخصصی روانشناسی و مشاوره - فردی با رمز ـ پرستو
 
xjz3tmci62t3r4tws3rb.png
مشاور جوان ـ بلاگ تخصصی روانشناسی و مشاوره
تلاش برای بر قراری بهداشت روانی در جامعه ی اسلامی و ارائه مشاوره رایگان
درباره وبلاگ


از این پس دست در دست یکدیگر قرار می دهیم و با علم تفکر خویش به جهان ثابت می کنیم که حرفی برای گفتن داریم

مدیر وبلاگ : قاسم خانی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
بلاگ رو چگونه ارزیابی می کنید؟





چهارشنبه 15 شهریور 1391
متن پیام:  اگه میشه کمکم کنید پارسال همین وقتها من با یکی از سال بالایی های دانشگاه که چند سال بود ارتباطی نداشتیم از طریق فیس بوک چت کردم اون پسر شغل و مرتبه بالایی تو شرکت نفت پیدا کرده بود و منم قصدم مهاجرت به کانادا بود خلاصه دوست داشتم باهاش آشنا شم و هم از موفقیتش درس بگیرم و هم دوستم باشه کاملا قصدم یک دوستی ساده بود من شهرستان بودم و منتظر کاراهم و اون تهران...تا اینکه رفتم تهران برا خرید و قرار شد یک شب بریم بیرون و رفتیم شام خوردیم در طول شام دیدم اون به من پیشنهاد دوستی داد من کاملا تعجب کردم چون اون یکی از بچه های سیاسی و جدی دانشگاه بود من اصلا به رو خودم نیاوردم این حرف رو شنیدم تا دوباره تو ماشین موقع برگشت تکرار کرد من برا یک لحظه تابع احساسم شدم و دستم رو که خواست بگیره گرفتم بعد به من پیشنهاد داد بریم خونش چایی بخوریم من خیلی ساده دلانه گفتم ببینم برای من خیلی چیزها حرمت داره گفت برا منم خلاصه ما رفتیم من خیلی خانواده راحت و ازادی ذارم و خیلی چیزها رو باهاش راحت برخورد می کنم ولی اون مثل اینکه خانواده مذهبی و نسبتا بسته ای داره تو خونه منو بغل کرد من وحشت کرد هلش دادم کنار انقدر هی بغلم کرد به زور و واقعاااا به زور با من س ک س کرد من وحشت کردم ولی تابع احساسم شدم چون همه اش ذهنیت دانشگاه رو داشتم که پسر خوبیه و واقعا فکر کردم نیتش جدیه برا رابطه خلاصه ما مدت دوسه ماه رابطه داشتیم ولی کج دار و مریض من خیلیییی ترسیدم از چیزی که پیش اومد چون اصلا ذهنم به اون یک چیز دیگه بود و با یک شخصیت متفاوت مواجه شدم تا اینکه دیدم داره کاری می کنه رابطه قطع شه و خودمم خسته شدم بهش گفتم نمی خوام با اس ام اس اونم اصلا هیچی نگفت فقط شب یک استوس غمگین نوشتم تو فیس بوک رفت لایک زد من کلیییی شاخ در اوردم ...باهاش حرف زدم گفت نمی خوام احساسمون شبیه هم نیست من گفتم تو می خوای بری کانادا کاری به من نداری بابهات دوست شدم ولی الان ازدواج نمی خوام دوستی هم نمی خوام بعد اون من خیلییی مریض شدم کارای کانادا طولانی شد من بیکار بودم هی به اعصابم فشار می اومد چند بار براش پیغام گذاشتم همو ببینیم حرف بزنیم جواب نداد منم واقعا...

دوسش داشتم نه از سر تنهایی ولی اون نمی خواست منم دیگه بی خخیال شدم رفتم سر کار یک ذره اوضاع بهتر شد فیش بوکم رو بستم و گفتم بی خیال باید زندگی کنم تا اینکه بعد 2 ـ3 ماه که آرومتر شدم فیش بوک رو باز کردم دیدم اولین مطلبی که گذاشتم اومد لایک کرد جدا تعجب کردم گفتم اتفاقی بود منم یک لایک به نوشته اش زدم دومی رو گذاشتم بازم لایک زد این دفعه منم یک لایک به نوشته اش زدم ولی بهش ایمیل زدم که چرا این کارو می کنی من رنج میکشم جوابی نداد و دیگه این کارو نکرد تا اینکه یک مرحله از کارای کانادی من جوابش اومد من خوشحال شدم و اونم فهمید رفت یک موضوع راجع به مهاجرت نوشت من واقعااااا برحسب تصادف یک کامنت زیرش نوشتم ولی نمی خواستم ثبت کنم ولی دستم خورد به اینتر و ثبت شد انقدررر خودمو سرزنش کردم حد نداشت که حالا فکر می کنه من دیوانه ام تعادل روانی ندارم گفتم ولش کن تا من یک مطلب گذاشتم باز اومد لایک کرد من باز تابع احساسم شدم یک قلب براش مسیج کردم ولی جوابی نداد از دست خودم انقدر عصبانی شذم که حد نداشت فیش بوک رو بستم گفتم ببین تو دیگه تا چند ماه دیگه میری بعدم شما دوتا باهم کنار نمیان اونم با این و اون هست تو رو یدک نگه داشته خسته شدم واسه همین باز فیس بوک رو بستم دوباره یکی دو ماه بعد اروم شدم بازش کردم اولین مطلبی که گذاشتم رو باز لایک کرد به خودم قول داده بودم اگه کاری کرد من هیچ عکس العملی نشون ندم ولی نتونستم باز براش یک فلب و بوس فرستادم و دومین مطلبی که گداشتم رو باز لایک کرد این دفعه ازش پرسیدم تو به من یک بوس میدی می خواستم ببینم عکس العملش چیه دیدم باز جوابی نداد...دارم اذیت میشم می خوام بلاکش کنم بذارم کنار هی می گم شاید بهتر شد شاید بیاد جلو و از اون طرف عقلم می گه رابطه ناسالمیه حتی اگه ازدواج کنین رابطه درست نیست کاملا گیج شدم کمکم کنید من چه کار کنم که از این وضعیت خلاص شم...نمی دونم ترس از تنهایی برای اون و منه....چیه که اینطوری میشه البته موقع حذف کردنش می رم تو پیجش حذف می کنم می گم صبر کن شایید بهتر شد یک کاری نکن پشیمون بشی اگه دیگه کسی رو پیدا نکنی ذوسش داشته باشی چی...لطفا کمک کنید

پاسخ ـ شما دختر خوب و فهمیده ، فریب ظاهر افراد را خورده اید و نمی دانم شما جوانان این مملکت اسلامی در چت ، فیس بوک و...  چه دیده اید که این چنین در دام افراد شرور ، بی وجدان ، بی خانواده ، متجاوز ، بی ایمان و... می افتید و به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرید و اجازه می دهید این طور با حیثیت و آبروی شخصی و خانوادگی شما بازی کنند شما هیچ وقت فریب و مکر و حیله ی اینگونه افراد را ، هر چند تحصیل کرده باشند یا نباشند ، هم دانشگاهی ، هم شهر ، همکلاسی و... باشند یا نباشند را نخورید شما منتظر چه رابطه ی مجددی هستید فکر می کنید واقعا آن فرد شما از ته دل می خواهد ( دوستتان دارد ) و می خواهد با شما ازدواج کند ، اگر اینطور فکر کنید من برای شما متاسفم . یا نه ، می خواهید دو باره با شما همان بازی س ک س را بکنند و... .

من به شما خواهر گرامی و تحصیل کرده توصیه می کنم ابدا به کسی این چنین دل نبندید ، شما اگر این طور ساده لوحانه به دام یک ایرانی در کشور و شاید شهر خودتان گرفتار می شوید وای بر شما در کشور خارجی مانند کانادا و... که هر گروه منافق و ضد ایران و ضد فرهنگ و ضد دین مقدس مان منتظر به دام انداختن افرادی مثل شما هستند چرا که با وعده های دروغین مانند خانه ، ماشین ، کار ، اقامت ، ویزا ، پول و... هر شخصی را به راحتی در دام خود می اندازند و چند وقت دیگر می بینند در گروه هایی مانند مجاهدین خلق ، پژاک و...  عضوشده اند که نه راه پس دارند و نه راه پیش. من به عنوان یک برادر دینی ، به شما توصیه می کنم تصیم درست در زندگی خودتان بگیرید. رفتن دختر تنها و ساده لوحی مثل شما به خارج از کشور ، مانند کسی است که دارد با جان و مال و ناموس خودش بازی می کند ، به شما سفارش می کنم به خارج از کشور نروید و اگر رفتید به صورت خانوادگی ( یا با والدینتان و یا ازدواج کنید و سپس به اتفاق همسرتان ) به کشوری مثل کانادا بروید. من به شما خواهر محترم توصیه می کنم حتما در شهر یا دانشگاه خودتان به مشاور  مراجعه فرمائید و از نزدیک با او مشورت کنید ( در مورد اقدام خودتان در باره آن فرد مکار و حیله گر و هم در مورد مسافرت خارج از کشور ) .

به امید و آرزوی موفقیت و خوشبختی شما ـ التماس دعا





نوع مطلب : خاطرات تلخ، مشاوره، ازدواج، خانواده، سئوالات شما، 
برچسب ها : سوالات شما، پاسخ به سوالات، سوالات مشاوره ای، مشاوره، مشاوره رایگان، نامه های رسیده،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:58 ب.ظ
Wow, amazing blog format! How long have you ever been blogging
for? you make running a blog look easy. The whole look of your web site is
magnificent, as well as the content material!
سه شنبه 15 فروردین 1396 06:17 ق.ظ
Truly no matter if someone doesn't understand after that its up to other viewers that they will assist,
so here it happens.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه