تبلیغات
مشاور جوان ـ بلاگ تخصصی روانشناسی و مشاوره - فردی با رمز ـ مجید فاطمی ـ با موضوع عدم ابراز احساسات
 
xjz3tmci62t3r4tws3rb.png
مشاور جوان ـ بلاگ تخصصی روانشناسی و مشاوره
تلاش برای بر قراری بهداشت روانی در جامعه ی اسلامی و ارائه مشاوره رایگان
درباره وبلاگ


از این پس دست در دست یکدیگر قرار می دهیم و با علم تفکر خویش به جهان ثابت می کنیم که حرفی برای گفتن داریم

مدیر وبلاگ : قاسم خانی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
بلاگ رو چگونه ارزیابی می کنید؟





متن پیام:  با عرض سلام و خسته نباشد بنده شخصی هستم 25 ساله. حدود یکسالی میشه که با خانومی 26 ساله که از اقوام دور هم هستش . رابطه خیلی ضعیفی دارم و فقط با هم درد دل می کردیم(اونم فقط بااس ام اس). در ضمن ایشون قبلا یکبار ازدواج کردند و بعد از چندماه از شروع زندگیشون همسرشو تو یک حادثه از دست داد و همین باعث شد تا ضربه سنگینی بخوره. البته ایشون خانم مومن و پایبند به مسائل اعتقادی هستش. حدود یکی دو ماه پیش من با توجه خصوصیات مثبتی که ازش سراغ داشتم بهش پیشنهاد ازدواج دادم. ایشون هم باشناختی که از من داشت وتوضیح شرایطش برا من قبول کرد. تو این مدت رابطه مون با اینکه زیاد مایل نبود ولی به اسرار من بیشتر شده و بهم وابسته شدیم. همچنین بخاطر اینکه من فعلا شرایط ازدواج رو ندارم ازش خواستم که این قضیه بین خودمون بمونه تا وقتی من شرایطم یکم تغییر کنه, ولی اون از این رابطه احساس گناه می کنه و صرفا بخاطر علاقه مون به همدیگه راضی به ادامه این رابطه هستش. اما مشکلی که هست اینه که نمی تونه احساساتشو به زبون بیاره ، خیلی سخته براش که یبار بمن بگه دوستت دارم و این داره عذابش میده دلیلش رو خودشم نمیدونه. منم خیلی سعی کردم کمکش کنم و نتونستم. لطفا راهنمایی کنید چطور می تونم کمکش کنم تا بتونه احساسشو بزبون بیاره و از این افسردگی نجات پیداکنه. با تشکر

پاسخ ـ شما پسر خوب و فهمیده ای هستید اولا نباید از روی رحم و مروت به آن خانم با او ازدواج کنید ضمنا باید بدانید که اگر ازدواج کردید نباید تا آخر عمرتان به زبان بیاورید که تو یک زن بیوه بودید و... و نیز به یاد داشته باشید که آن یک سال فاصله ی سنی و ازدواج قبلی آن خانم احتمالا مسائلی را برای شخص شما بوجود بیاورد نظیر مخالفت والدین ، خواهر و برادرانتان و... شما نباید براساس احساس تصمیم به ازدواج با او بگیرید ثانیا آن مساله ای که شما گفتید چون از طرفی آن خانم مومن و پایبند به اعتقادات اسلامی و... است و از طرفی چون شما هنوز عقد هم نکرده اید او به راحتی نمی تواند با این مساله کنار بیاید که با یک نامحرم رابطه داشته باشد بنابر این نمی تواند براحتی آن احساسات قلبی خود را به زبان بیاورد . شما باید هرچه سریعتر با حداقل امکانات زندگی و با دست و پا کردن یک شغل خوب و مناسب اقدامات ازدواجتان را فراهم سازید تا او و خودتان را از این حالت سردرگمی خارج سازید و آن خانم را از افسردگی به قول شما خارج گردد و خدای ناکرده دچار گناه نشوید. ضمنا پیشنهاد می کنم شما به اتفاق هم در شهر خودتان به مشاور متخصص مراجعه فرمائید.

به امید و آرزوی خوشبختی شما ـ التماس دعا





نوع مطلب : ازدواج، اضطراب، اضطراب اجتماعی، خانواده، خجالتی و کمرویی، روانشناسی خانواده، روانشناسی خنده، 
برچسب ها : بیان احساسات، ابراز علاقه، فاصله سنی،
لینک های مرتبط :
جمعه 24 شهریور 1396 10:22 ق.ظ
Unquestionably imagine that which you said. Your favourite reason appeared
to be at the web the easiest thing to take into accout of.
I say to you, I definitely get annoyed whilst people consider worries that they just do not realize about.
You managed to hit the nail upon the highest and outlined out the entire thing with no need
side-effects , folks could take a signal. Will likely
be back to get more. Thanks
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:59 ب.ظ
I like the valuable info you provide in your articles.
I will bookmark your weblog and check again here regularly.
I'm quite certain I will learn lots of new stuff right here!
Best of luck for the next!
شنبه 12 فروردین 1396 01:26 ق.ظ
Excellent post. I'm dealing with a few of these issues as well..
یکشنبه 16 مهر 1391 05:14 ب.ظ
به بهانه روز جهانی کودک!
دلتنگ کودکیم.قهر میکردیم تا روز قیامت و چقدر زود قیامت می شد!
سلام.با تشکر ازمطالب خوب شما
پنجشنبه 30 شهریور 1391 06:27 ب.ظ
با سلام من دختری 21 ساله هستم مدتیه یکی از همکلاسی هام که از ابتدای ورود به دانشگاه دورادور از علاقش باخبر شده بودم به من پیشنهاد ازدواج داد اما من چون فعلا شرایط ازدواج را ندارم به او گفتم سن ما مناسب ازدواج نیست او تصمیم گرفت تا چند ماه دیگر صبر کند باید بگم که شرایط مناسبی دارد و هر دو از خانواده مذهبی ای هستیم او اصرار داشت در چند ماهی که صبر میکند با هم برای شناخت بیشتر در ارتباط باشیم اما من قبول نکردم بعد از مدتی شمارم رو از یکی از دوستام گرفته و به من اس ام اس داد حالا چند وقتیه که تقریبا هفته ای یه اس ام اس میفرسته منم چون نمیخوام بی احترامی بشه جواب میدم ولی حس میکنم کار اشتباهی میکنم چون اون فوق العاده پسر احساساتیه ولی من چون شناخت کافی ای ازش ندارم ممکنه بعدا حتما جوابم مثبت نباشه میترسم دیگران ازاین ارتباط باخبر بشن و این رو فقط یه ارتباط توام با حفظ حدود ندونن و برام مشکل درست شه نمیتونم هم جواب ندم چون مثلا گاها از دانشگاه خبر میده و اس ام اساش هیچ مشکلی ندارن آیا این ارتباط برایم مشکل زاست؟
خواهشا جواب منو بارمز س.م ثبت کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه