تبلیغات
مشاور جوان ـ بلاگ تخصصی روانشناسی و مشاوره - فردی با رمز سحر نصیری ـ با موضوع خانوادگی
 
xjz3tmci62t3r4tws3rb.png
مشاور جوان ـ بلاگ تخصصی روانشناسی و مشاوره
تلاش برای بر قراری بهداشت روانی در جامعه ی اسلامی و ارائه مشاوره رایگان
درباره وبلاگ


از این پس دست در دست یکدیگر قرار می دهیم و با علم تفکر خویش به جهان ثابت می کنیم که حرفی برای گفتن داریم

مدیر وبلاگ : قاسم خانی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
بلاگ رو چگونه ارزیابی می کنید؟





متن پیام : سلام من خانواده ام به همراه یک خواهر 20یک برادر 12ساله ام آلمان زندگی می کنند و من و همسرم که فرزند اولم ایرانیم .پدرم با برادر کوچکم مشکلاتی رو داره که زمانی با من هم داشت.مادرم 2 ساله که با بچه ها رفته و بعدش که 2 سال گذشت بابام یک ماه و نیمه که رفته هنوز کارای اقامتش درست نشده مادرم عقیدش اینه که تا بدتر نکرده دوباره برگرده ایران طوری شده که به برادرم میگه یا جای توه توی این خونه یا جای من!به خاطر بازی زیاد با کامپیوتر و همچنین سربه سر گذاشتن با خواهرم اول از همه همه این مشکلات رو با من هم داشت اما جور دیگه ای طوری که من با التماس و خواهش ادامه تحصیل دادم می گفت لازم نیست دختر درس بخونه کار کن خرج جاهازتو در بیار در صورتی که وضع مالیش بد نبودو این یک نمونه بود از مشکلاتش با من از هزار مشکل.الان هم برادرم...برادر 12 سالم هم برای اینکه مادر و پدرم به مشکل نخورند میگه من میرم بیرون که بابا راحت باشه!فقط بمونه آلمان چون 2 سال بدون پدر بودند.الان فعلا خودشو کنترل کرده پشت نقاب تا کارای اقامتشو درست کنه مادرم.اما ما میترسیم که مشکلات رو دوباره شروع نکنه مثل من که اصلا دوست نداشتم بیام خونه وقتی مجرد بودم که این برای پسر خیلی بدتره!حالا نمیدونیم چیکار کنیم به نظر شما بهتره برگرده ایران یا بمونه ولی فعلا مادرم کارای اقامتشو به تعویق بندازه؟در ضمن برادر من یه کم پر جنب و جوشه و پدرم هم اصلا اهل صحبت و حل مشکل مسالمت آمیز نیست سریع دعوا و دادوبیداد راه میندازه و بچه هارو میزنه حالا ما از آینده و بزرگتر شدن برادرم میترسیم چه کنیم؟؟؟؟

پاسخ : ضمن سلام و تشکر از اعتماد شما ، شما با همسرتان صحبت کنید و در صورت امکان برادرتان را پیش خودتان به ایران بیاورید و خودتان وضعیت درسی و اخلاقی و رفتاری او را در کنترل خودتان بگیرید چون برادرتان در سن حساسی قرار گرفته است.ضمنا احتمالا فاصله ی سنی والدین شما نیز با برادرتان خیلی زیاد است که نمی توانند از برادرتان درک درستی داشته باشند. در صورت ممکن از اعضای نزدیک فامیل که شناخت بیشتری روی شما و خانواده یتان دارند مشورت کنید.





نوع مطلب : ارتباط والدین با کودکان، امر به معروف و نهی از منکر، خانواده، روانشناسی خانواده، سئوالات شما، 
برچسب ها : مسافرت خارج از کشور، درگیری والدین و فرزندان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 07:42 ق.ظ
Great post however , I was wondering if you could write a litte more on this subject?
I'd be very thankful if you could elaborate a little
bit more. Bless you!
شنبه 14 مرداد 1396 09:21 ب.ظ
Just desire to say your article is as amazing.
The clearness in your post is just great and i can assume you're an expert on this
subject. Fine with your permission let me to grab your feed to keep updated with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the enjoyable work.
جمعه 6 مرداد 1396 04:59 ب.ظ
We're a group of volunteers and opening a new scheme in our community.
Your site offered us with valuable info to work on. You've
done an impressive job and our entire community will
be grateful to you.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:51 ق.ظ
I would like to thank you for the efforts you've put in penning this
blog. I really hope to check out the same high-grade blog posts from you in the future as well.
In fact, your creative writing abilities has encouraged me to get my own, personal blog
now ;)
جمعه 18 فروردین 1396 03:22 ب.ظ
Hi there, of course this post is truly pleasant and I have learned lot of things from it about blogging.

thanks.
یکشنبه 13 فروردین 1396 10:24 ق.ظ
This post provides clear idea designed for the new users of blogging,
that genuinely how to do running a blog.
جمعه 12 تیر 1394 12:26 ب.ظ
سلام مشکل من شاید برای شما خیلی نامانوس باشه ولی لطفا راهنمایی کنید منو من مردی ۴۰ ساله ام وهمسرم ۳۵ ساله ده ساله که ازدواج کردیم تو این مدت جز ازار واذیت وتحقیر چیزی از زندگی متوجه نشدم واقعیت اینه که همسر من بشدت پرخاشگر و بهانه گیر و بدتر از همه بی بندو بار هست سر هر مساله جزیی و یا اعتراض من نسبت به رفتارش شروع به داد و فریاد و توهین و بدتر ازون درگیری و کتک کاری میکنه و ازون جایی که قدرت بدنیش بیشتر از من هست منو مورد ضرب وشتم قرار میده و من بخاطر ترس از ابرو و فاش نشدن اینکه ازش کتک میخورم این مساله رو همیشه پنهان کردم . ما دوتا بچه داریم اون جلوی بچه ها. هم از ازار واذیت من ابایی نداره میخواستم منو راهنمایی کنید چطور میشه این مشکل رو حل کرد به خاطر بچه ها دوست ندارم جدا شیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه