تبلیغات
مشاور جوان ـ بلاگ تخصصی روانشناسی و مشاوره - فردی با رمز تمشک ـ با موضوع ازدواج
 
xjz3tmci62t3r4tws3rb.png
مشاور جوان ـ بلاگ تخصصی روانشناسی و مشاوره
تلاش برای بر قراری بهداشت روانی در جامعه ی اسلامی و ارائه مشاوره رایگان
درباره وبلاگ


از این پس دست در دست یکدیگر قرار می دهیم و با علم تفکر خویش به جهان ثابت می کنیم که حرفی برای گفتن داریم

مدیر وبلاگ : قاسم خانی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
بلاگ رو چگونه ارزیابی می کنید؟





متن پیام : دختری28ساله و کارمند یک شرکت معتبر با حقوق خوبی هستم،یک ماه است که با پسری 27ساله آشنا شدم که می گوید استاد دانشگاه است(البته آدرس محل تدریسش را بمن داد)یک ماشین داردکه گفته خودش خریده(سوار ماشینش شدماما نمیدانم راست می گوید که مال خودش است یا نه)می گوید قصد خرید خانه دارداما یک هفته بعد از آشناییمان ازمن درخواست 150000تومن پول کرداماندادم،برای روز زن هیچی برایم نخریدولی ناراحت شد از اینکه روز مرد چیزی برایش نخریدم(اماتبریک گفتم)می گوید قصدازدواج داردو با کار کردن من بعد از ازدواجمان مخالف است اما من کارم را دوست دارم و از طرفی به نظرم او خسیس است،البته خودش می گوید که جانش را برایم می دهداما من که چیزی ندیدم،حتی زنگ هم نمیزند و میگویدشارژنداردو فقط من به او می زنگم. من دختر قانعی هستم اما از مرد خسیس متنفرم ( او روز اول گفت که مشکل مالی ندارد) حتی الان به اسمش هم شک دارم چطور میتوانم بفهمم هرچه گفته راست است یا نه؟لطفا کمکم کنید .

پاسخ : ضمن سلام و تشکر از اعتماد شما ، به حرفهای طرف مقابل گوش نکنید و از گفته های شما پیداست که پسر گفته اش با عمل اش یکی نیست ، اگر او ، تو واقعا دوست داشت روز زن حداقل یک کادو برایت می خرید و یا خودش برایت زنگ می زند و اینکه خط همراه او تلفن ثابت نیست و اداء می کند که شارژ ندارد نشانه دروغ بودن حرفهایش است و فرد پولدار این کارها را نمی کند و او قصد فریب شما را دارد و می خواهد از شما اخاذی کند در اولین فرصت و از همین الان ارتباط خودتان را با قطع کنید و بدانید ادامه ی این دوست اصلا به نحو شما نیست. و ضمنا موضوع را با خانواده حداقل با خواهر یا مادرتان در میان بگذارید.





نوع مطلب : ازدواج، خانواده، رابطه با جنس مخالف، روابط پسر و دختر، روانشناسی خانواده، سئوالات شما، مشاوره، 
برچسب ها : دوستی با جنس مخالف، دوستی، ازدواج، اخاذی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:01 ق.ظ
Hurrah! After all I got a weblog from where I be capable of genuinely obtain helpful facts regarding
my study and knowledge.
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:35 ب.ظ
I've been browsing online greater than three
hours nowadays, yet I never found any interesting article like yours.
It is lovely value enough for me. In my opinion, if all website owners and bloggers made just right content material
as you probably did, the internet shall be a lot
more useful than ever before.
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:50 ق.ظ
Everyone loves what you guys tend to be up too. This type of
clever work and reporting! Keep up the fantastic
works guys I've incorporated you guys to our blogroll.
جمعه 18 فروردین 1396 01:24 ب.ظ
Hello! This is my first visit to your blog! We are a group of volunteers and
starting a new project in a community in the same niche.
Your blog provided us valuable information to work on. You have done a extraordinary job!
شنبه 29 آذر 1393 11:25 ب.ظ
لایک
جمعه 7 شهریور 1393 03:59 ب.ظ
سلام من 17 سالمه یک ساله با ی پسر 20 ساله آشنا شدم اون خیلی مسممه ک عاشقمه و قصدش جدی راستش خودمم خیلی دوسش دارم
اما الان نمیدونم باید زندگیمو با این مسیر طی کنم یا نه
جمعه 29 فروردین 1393 11:59 ب.ظ
سلام خدا قوت جالب بود موفق باشید درپناه حق
جمعه 20 دی 1392 11:56 ب.ظ
سلام جواب سوا کی میدین؟
دوشنبه 27 آبان 1392 05:31 ب.ظ
29 سالمه دانشجوی ارشدم 7سال ازدواج کردم یه دختر یک ساله دارم.تحمل شوهرمو ندارم میخوام جدا شم.نه اون دوسم داره نه من.بگم متنفرم ازش بیجا نگفتم.تو این 7سال همش ایراد گرفته ازم.همش از ازدواج بامن نارضایتی کرده.همش گفته من لایقش نیستم.کتکم زده.بدو بیراه گفته.البته منم ج میدم بهش.انقدر که بدم میاد ازش.فقط ترس از حرف مردم دارمو ناراحتی پدرومادرم.چیکار کنم؟
دوشنبه 27 آبان 1392 12:05 ق.ظ
سلام

من دختر مجرد شاغل در یک سازمان دولتی هستم. مدتی ست با پسری 7 سال کوچکتر از خودم همکار شده ام.
برایم بسیار عجیبه که وقتی ایشان به من نزدیک می شوند احساس خاصی پیدا می کنم. قلبم شروع به تند زدن می کند و نفسم بند می آید.
هر چه فکر می کنم چرا اینطوری شدم نمی فهمم.
من سابقه ی کاری نسبتن بالایی دارم و تاکنون با پسران مجرد زیادی همکاری کرده ام و همصحبت شده ام اما این یکی در من ایجاد علائمی می کند که مرا می ترساند
ترس از اینکه نتوانم جلوی احساسم را بگیرم و کار دست خودم بدم.
نمی دانم این احساس از کجا آمده و دلیل منطقی ای هم برایش پیدا نمی کنم.
خواهش می کنم مرا راهنمایی بفرمایید
با سپاس
شنبه 25 آبان 1392 01:59 ب.ظ
29 سالمه دانشجوی ارشدم 7سال ازدواج کردم یه دختر یک ساله دارم.تحمل شوهرمو ندارم میخوام جدا شم.نه اون دوسم داره نه من.بگم متنفرم ازش بیجا نگفتم.تو این 7سال همش ایراد گرفته ازم.همش از ازدواج بامن نارضایتی کرده.همش گفته من لایقش نیستم.کتکم زده.بدو بیراه گفته.البته منم ج میدم بهش.انقدر که بدم میاد ازش.فقط ترس از حرف مردم دارمو ناراحتی پدرومادرم.چیکار کنم؟
شنبه 25 آبان 1392 12:03 ق.ظ
29 سالمه دانشجوی ارشدم 7سال ازدواج کردم یه دختر یک ساله دارم.تحمل شوهرمو ندارم میخوام جدا شم.نه اون دوسم داره نه من.بگم متنفرم ازش بیجا نگفتم.تو این 7سال همش ایراد گرفته ازم.همش از ازدواج بامن نارضایتی کرده.همش گفته من لایقش نیستم.کتکم زده.بدو بیراه گفته.البته منم ج میدم بهش.انقدر که بدم میاد ازش.فقط ترس از حرف مردم دارمو ناراحتی پدرومادرم.چیکار کنم؟
جمعه 5 مهر 1392 07:50 ب.ظ
سلام ببخشید مشکل بزرگی که درحال حاظر من دارم اینه که نمی توانم با دختراشوخی یاصحبت کنمچه فامیل چه قریبه مشکل بعدیمم اینه که هرکاری میکنم یه دوست تخترپیداکنم نمیتونم مپلا باید شماره بهشون بدی دیگه امامن نمیتونم که برم چلووبگم این شمارارو بگیر یا...خیلی کمرو وترسو هستم مثلاپسر جوانی هستم باید ازجوانیم استفاده کنم اما نمیتونم اگه میشه راه حلی بهم معرفی کنید
شنبه 9 شهریور 1392 11:26 ب.ظ
چرا جواب سوالات رو چند ماهه نمیدید
پنجشنبه 7 شهریور 1392 02:20 ب.ظ
سلام دختری هستم 27 ساله در یک شرکت معتبر بامدرک ارشد حقوق و مزایای خوب شاغلم در سن 17سالگی با پسری آشنا شدم و بد از 3 سال با هم ازدواج کردیم خدا را شکر شوهرم ادم با شخصیت و لایقه ولی نمیدونم چرا 2 ساله که از صحبت با جنس مخالف لذت میبرم و حتی ساعت ها را بابت صحبت با اونها هزینه می کنم نمی دونم چه اتفاقی برام افتاده حتی از خودم خجالت میکشم اینم بگم که از همه نظر ز نظر دیگران مورد تاییدم و کسی این مطلبا نمیدونه حتی به من قبطه هم میخورن ولی انگیزم برای درس و کار فوق العاده کم شده
البته شوهرم بیشتر وقتاتا 11 شب خونه نیست و منم تازه 7 از سر کار میرسم خونه
تو رو خدا راهنماییم کنید
دوشنبه 10 تیر 1392 09:22 ق.ظ
سلام
هرگز چشمانت را از آسمان بر ندار
آنجایی که خدا زندگی می کند
آنقدر به آسمان چشم بدوز تا خدا را ببینی
سرت را بالا بگیر
شک نکن . . .
خدا خودش را از تو پنهان نمی کند
او دیدنی ترین است
دوشنبه 3 تیر 1392 02:29 ق.ظ
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا
مولانا
عیدتون مبارک ....


حسینی ...
جمعه 17 خرداد 1392 03:04 ب.ظ
دختری هستم که از کودکی بسیار خیال پرداز بودم و هر شب در ذهن خودم یک داستان میساختم و اون رو هر شب دنبال میکردم... واقعا یکی از بهترین تفریحات دوران کودکی من همین کار بود و خیلی لذت میبردم از داستانایی که میساختم...
متاسفانه تا الان که 24 سالمه این کارو ادامه میدم ولی مثل بچگی هام تمرکز ندارم و الان چند ساله که نتونستم یک داستانو تموم کنم... دیگه این داستانا واسم جالب نیستن ولی مشکلم اینه که شبا تا ذهنمو به این داستانام متمرکز نکنم خوابم نمیبره...
همه داستانای ذهنی من هم خانوادگین و خیلی پر هیجان ولی دوست ندارم دیگه ادامه پیدا کنه. انگار غیر عادی هستم.......
جمعه 17 خرداد 1392 02:55 ب.ظ
با سلام و تشکر از وبلاگ خوب شما
دختر جوانی هستم که متاسفانه یا خوشبختانه همیشه لبخند به لب دارم. از این جهت میگم متاسفانه که گاهی این مسئله برای من مشکل ساز شده.
حتی در مواقع ناراحتی هم نمی تونم لبخند نزنم همین حالا که دارم وبلاگ شما رو میخونم هم لبخند میزنم. یه بار یکی از پسرای دانشگاه فکر کرد من دارم مسخرش میکنم.
حتی یک وقتایی موقع تسلیت گفتن هم لبخند دارم و حتی توی مراسم عزاداری... کلا همه میگن خوشرو هستم. می دونید وقتی به دلایلش فکر میکنم این ها به ذهنم میرسه:
من فکر میکنم یکم زشتم و با لبخند قشنگ تر میشم.
خیلی وقتا توی خاطرات خودم غوطه ور هستم و دارم با یاد آوری اونا لبخند میزنم
یک وقتایی هم مثلا در جمعی هستم و اضطراب دارم و به خاطر اینکه بقیه متوجه نشن به زور لبخند میزنم.
من دوست دارم آدم متعادلی باشم. لطفا کمکم کنید
چهارشنبه 8 خرداد 1392 11:30 ق.ظ
سلام
آیا می دانید تبادل لینک با سایت های پر بیننده باعث افزایش رنک سایت شما و بالا رفتن آمار بازدید از وبلاگ یا سایتتان می شود.این همان فرصتی است که در سایت سون لینک برای شما فراهم شده است.
با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه